اینجا همه چی در همه
دارم از دست شما ها عصبانی میشم نظر ندارم
اگه میخواین این وب پا برجا بمونه نظر بدین
وگرنه این وبو میبندم ییعنی درشو تخته میکنم
میرم حالا ببینم کیا منو دوس دارن

- رفتم آزمایش ادرار. یارو میگه ادراره؟ میگم: پـــ نه پـــــ سکنجبین برو کاهو بیار بزنیم توش بخوریم!
- تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می خوای گاز بزنی؟ پـــ نه پـــ من می خوام لیس بزنم...
- رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! پــ نه پـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه فعلا اینجا سکونت دارن
- تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟ پ نه پ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال.
- به یارو راننده میگم: آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره... میگه: بسلامتی مسافرین؟
... پــ نه پـــ... فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش!
- رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟ میگم پــــ نه پــــــ اومدم ببینم
سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه.
- رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟ پـــ نه پـــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه.
- یارو اومده می بینه همکارم توی اتاق نیست باز می پرسه خانم فلانی نیست؟پـــ نه پـــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط کش بزن در بیاد.
- مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟ میگم پـــ نه پــــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن!
- حواسم نبود با صورت رفتم تو در، میگه ندیدیش؟ میگم پـــ نه پــــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو.
- رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر، یارو گفت: راحت باشه؟ پــــ نه پــــ خار داشته باشه...
- دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟ میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
پـــ نــه پــــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه بندری برقصم.
- طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟
پـــ نــه پــــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!
خوشتون اومد؟؟برای دوره ی باید 99 تا نظر داشته باشم
چی؟؟زیاده؟؟باشه پس برای دوره ی بعدی باید22تا نظر داشته باشم
باییی

هوووووووووووورااااااااا دیگه وینکس رفت خونه ی خودش من دیگه عاشق گیسوکمند یا tangled هستم![]()
بفرمایید پائین![]()
بعد از اینکه مدتها بدون برف بودم بالاخره مامان و بابا و خاله و بقیه دست به دست هم دادند و من و نوید (پسرخاله) را بردند کیاسر تا برف بازی کنیم بلکه کمی از حال و هوای اون اتفاق وحشتناک "افتادن کمد روی سرم" بیرون بیام. ولی هر چی رفتیم خبری از برف نبود که نبود و باز رفتیم و رفتیم تا یه جایی که دیگه باید بر می گشتیم . شوهر خاله ام اصرار کرد که یه کم دیگه بریم شاید برف پیدا شد و خوب شد که اصرار کرد ، چون بالاخره پیدا شد ( البته همش قد یه قابلمه ) و من و نوید حسابی بازی کردیم . اینقدر حس برف بازی داشتیم که حتی مامان هم ماشین را ول کرد و اومد به میدان جنگ . روز خوبی بود و کلی عکس داریم
![]()
مامانش میگه : وبلاگ بچه را خراب نکن ! باشه واسه ی بعد