درباره نویسنده
یاسمن عاشق وینکس
دختری که کشته مرده ی وینکسه
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • یاسمن عاشق وینکس
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • وبه جدید
  • winx club musa
  • عشق من winx
  • تولد زودرس
  • رفتیم تا رسیدیم به برفا
  • بابانوشت
  • نقاشی های قدیم
  • آره بابا ! خیلی دوستت دارم
  • جشن تکلیف
  • اسم شما چیه ؟
  • بابانوشته ها
  • گربه ی من
  • وقتی که خواب میرسه
  • فامیل بازی !
  • خواب و بیداری
  • من و آب معدنی
  • زمستان
  • من عاشق فیتیله هستم
  • 8 یا 9 ؟! بابا است دیگه
  • دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره
  • یاس من
  • دلخواستنهای مامان و من
  • به یادگار گرفتیم عکسی
  • این باباهای زورگو
  • من و پیتزا و آقا مجید
  • انار خوران
  • این پول های ریزقالو
  • دسک تاپ
  • پاییز و چهار سالگی
  • عینکی نیستم
کلمات کلیدی مطالب
  • یاسمن (۳٠)
  • مامان (۱٥)
  • بابا (۱٥)
  • هنر (۳)
  • کاردستی (۳)
  • تولد (٢)
  • نقاشی (٢)
  • عید (۱)
  • وینکس (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • شهریور ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • بهمن ۸٩
  • تیر ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
دوستان من
  • وبلاگ سازدهني بابا
  • وبلاگ شعرهاي مامان
  • وبلاگ عمو
  • دختر عمو
  • عشق من وینکس
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
  • جامعه ادبی بیشه
کدهای اضافی کاربر



شی ایز
وبه جدید
نویسنده: یاسمن عاشق وینکس - پنجشنبه ٢٤ شهریور ،۱۳٩٠

سلام دوستان وبلاگ درست کردم حتما برید و نظر بدیدقلب

www.loveandpet.mihanblog.com

نظرات ()



winx club musa
نویسنده: یاسمن عاشق وینکس - جمعه ٢٤ تیر ،۱۳٩٠

این هم عکس های قشنگ             

نظرات ()



عشق من winx
نویسنده: یاسمن عاشق وینکس - پنجشنبه ۱٦ تیر ،۱۳٩٠

خواهش میکنم نظر بدینکلافهاین هم چند عکس winx

 

 

نظرات ()



تولد زودرس
نویسنده: یاسمن عاشق وینکس - سه‌شنبه ۱٧ خرداد ،۱۳٩٠

بالاخره تونستم مامان و بابا را راضی کنم به جای اینکه برایم  30 تیرماه تولد بگیرن ، 16 خرداد و بعد از امتحانات جشن راه بندازن تا دوست ها و همکلاسی هایم هم بتونن شرکت کنن . آخه هیچ سالی نمیشد وسط تابستون همشون را پیدا کرد .... کلی هدیه گرفتم .  مامام که حسابی خودشو و منو شرمنده کرد ! کادویی که برام گرفت هم مال منه هم خودش ! اینو از دسته ی بازی اضافی که همراه ایکس باکس بود و بازی هایی که روی اونها نوشته بالای بیست سال یا بالای پونزده سال و ... فهمیدم و بهش که گفتم با بابا زدن زیر خنده ...

نظرات ()



رفتیم تا رسیدیم به برفا
نویسنده: یاسمن عاشق وینکس - شنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٩

بعد از اینکه مدتها بدون برف بودم بالاخره مامان و بابا و خاله و بقیه دست به دست هم دادند و من و نوید (پسرخاله) را بردند کیاسر تا برف بازی کنیم بلکه کمی از حال و هوای اون اتفاق وحشتناک "افتادن کمد روی سرم" بیرون بیام. ولی هر چی رفتیم خبری از برف نبود که نبود و باز رفتیم و رفتیم تا یه جایی که دیگه باید بر می گشتیم . شوهر خاله ام اصرار کرد که یه کم دیگه بریم شاید برف پیدا شد و خوب شد که اصرار کرد ، چون بالاخره پیدا شد ( البته همش قد یه قابلمه ) و من و نوید حسابی بازی کردیم . اینقدر حس برف بازی داشتیم که حتی مامان هم ماشین را ول کرد و اومد به میدان جنگ . روز خوبی بود و کلی عکس داریم 

نظرات ()



بابانوشت
نویسنده: یاسمن عاشق وینکس - چهارشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٩

مامانش میگه :  وبلاگ بچه را خراب نکن ! باشه واسه ی بعد

نظرات ()



نقاشی های قدیم
نویسنده: یاسمن عاشق وینکس - چهارشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٩

مل مل تو خیلی هستی ! (وقتی یه بچه نمی دونه چی باید بگه وقتی یه چیزی را خیلی دوست داره)

نظرات ()



آره بابا ! خیلی دوستت دارم
نویسنده: یاسمن عاشق وینکس - چهارشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٩

من این کارت تبریک رو به موقع آماده کردم و رسوندم دست بابا . ولی خودش تا الان تنبلی کرد واسه اسکن . خلاصه اینکه این همه  تشکر و  دوستت دارم و اینا هیچ ربطی به اولین حساب بانکی که برای من باز کرده نداره ! حسابو دیروز  باز کردم -22 تیر- و تاریخ نامه هم که مشخصه ! و البته یادتون باشه این حساب بانکی هم هیچ ربطی به هدیه تولدم نداره ! تا سی تیر هنوز مونده چند روز . پس بابای عزیزم ، باز هم دوستت دارم ! 

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »